-
دووووووست دارم
پنجشنبه 17 آذرماه سال 1390 14:56
اجازه هست عشق تو رو تو کوچه ها داد بزنم؟ رو پشـت بـــــوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؟ اجازه هست که قلـبمو برات چراغونی کنم؟ پیش نگاه عاشقت،چشـــــمامو قربونی کنم؟ اجازه میدی تا ابـد سر بزارم رو شونه هات؟ روزی هزار و صـد دفه بگم که میمیرم برات؟ اجازه میدی که بـگم حرف ترانه هام تویی؟
-
عاشقانه....
چهارشنبه 16 آذرماه سال 1390 13:58
بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنارش باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید... هیچ کس لیاقت اشک های تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد ... باعث ریختن اشک های تو نمی شود... تنها دوراه برای مواجهه با مشکلات وجود دارد : یا آنها را عوض کنید و یا شیوه نگریستن به آنها را تغییر دهید .... دیگران را دوست...
-
دوستت ندارم ولی دروغه
چهارشنبه 16 آذرماه سال 1390 13:57
دوستت ندارم به اندازه ی اقیانوس، . چون یه روز به آخرش میرسی . دوستت ندارم به اندازی خورشید، . چون غروب میکنه . دوستت دارم . به اندازی روت که هیچوقت کم نمیشه گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده عاشقی بودم که میان صدها هزار پرنده بتوانم به قله بلند سرزمین هستی برسم و پرواز کان نغمه سر دهم که... من شیدای تو وعاشقانه...
-
وقتی کسی را دوست دارید..
چهارشنبه 16 آذرماه سال 1390 13:55
وقتی کسی را دوست دارید، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود. وقتی کسی را دوست دارید، در کنار او که هستید، احساس امنیت می کنید. قتی کسی را دوست دارید، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود. وقتی کسی را دوست دارید، در کنار او که هستید، احساس امنیت می کنید. وقتی کسی را دوست دارید، حتی با شنیدن صدایش،...
-
زیبا.زیبا
چهارشنبه 16 آذرماه سال 1390 13:53
هرگز فراموش نخواهم کرد که برای داشتن تو دلی را به دریا زدم که از آب واهمه داشت … چـه سـاده بـه اعـتبار دسـتـانـت زمیـن خوردم !!! ……. مثل آن است که شاهرگ احساسم را زده باشی … بند نمی اید.. دوست داشتن ات .. ………. با کسی که دوستش دارید…فیلم نبینید..نخوابید..آهنگ گوش ندهید..کتاب نخوانید.. و کلا خاطره نسازید !!!… وقت نبودنش...
-
داستان کوتاه بیسکوئیت
چهارشنبه 16 آذرماه سال 1390 13:52
زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند. او یک بسته بیسکوئیت نیز خرید و بر روی یک صندلی نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد. مردی در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه میخواند. وقتی که او نخستین بیسکوئیت را به دهان گذاشت،...
-
کجاست عشق؟؟؟؟؟؟؟؟
چهارشنبه 16 آذرماه سال 1390 10:33
همیشه دنبالش بودم.نبود.گفتن خودش میاد.ولی نبود.......... همیشه فکرم پیشش بود ولی نبود....... پس کجاست؟؟؟؟؟؟میشه دیگه نگم نبود........ خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا میخوامش.....۱!!!!!!!!!!!!!!!! ه او بگویید دوستش دارم به او که گل همیشه بهار من است به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است به او که...